Song Cover Image

👑فصل3️⃣2️⃣👑 پادشاهی داراب ۱۲ سال بود 👑 قسمت 2️⃣👑 از ابیات 1️⃣📝2️⃣6️⃣👑

صــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد صد صد صد هزار هزاــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر بار زار را. هزار چنان بد که از تازیان صدهزار نبرده سواران نیزه گزار برفتند و سالار ایشان شعیب یکی نامدار از نژاد قتیب ایایایایایبییییییـــــــــــــــــــــــــــــــــران ای ای ای ای ای ایران ایران ایران ایرانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جهاندار ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــران سپاهی ببرد بگفتند کان را نشاید شمرد فراز آمدند آن دو لشکر بهم جهان شد ز پرخاشجویان دژم زمین آن سپه را همی برنتافت بران بوم کس جای رفتن نیافت ز باران ژوپین و باران تیر زمین شد ز خون چون یکی آبگیر خروشی برآمد ز هر پهلوی تلی کشته دیدند بر هر سوی One hundred thousand thousand times the burden of the earth. A thousand So bad that from the scourge of a hundred thousand the spear-bearing horsemen went away, and their leader, Shuaib a famous one from the Qutib race Aaaaa It became Many greyhounds with khat saddles And from the spears and blades and the battle-clothes The departed remained there instead To Jahandarpur Homay Forgive what was bad for the army سه روز و سه شب زین نشان جنگ بود تو گفتی بریشان جهان تنگ بود چهارم عرب روی برگاشتند به شب دشت پیکار بگذاشتند شعیب اندران رزمگه کشته شد عرب را همه روز برگشته شد بسی اسپ تازی به زین خدنگ هم از نیزه و تیغ و خفتان جنگ ازان رفتگان ماند آنجا به جای به نزد جهاندار پور همای ببخشید چیزی که بد بر سپاه ز اسپ و ز رمح و ز تیغ و کلاه ز لشکر یکی مرزبان برگزید که گفتار ایشان بداند شنید فرستاد تا باژ خواهد ز دشت ازان سال و آن سال کاندر گذشت From the horse and from the spears and from the blades and from the helmet From the army, he chose a border guard Who knew their words He heard He sent him to the plain And that year, Kander passed