Song Cover Image

👑👑👑 فصل5️⃣1️⃣👑قسمت2️⃣👑6️⃣0️⃣📝3️⃣0️⃣👑 پادشاهی قباد ۴۳ سال بود 👑

[verse] [majestic, operatic, horn] چنان بد که یک روز مزدک پگاه ز خانه بیامد به نزدیک شاه چنین گفت کز دین پرستان ما همان پاکدل زیردستان ما [chorus] [echo, choir] ز خانه بیامد به نزدیک شاه [verse] [tense, operatic, strings] فراوان ز گیتی سران بر درند فرود آوری گر ز در بگذرند ز مزدک شنید این سخن‌ها قباد به سالار فرمود تا بار داد [chorus] [echo, choir] ز مزدک شنید این سخن‌ها قباد [verse] [bright, operatic, santoor] چنین گفت مزدک به پرمایه شاه که این جای تنگست و چندان سپاه همانا نگنجند در پیش شاه به هامون خرامد کندشان نگاه [chorus] [echo, choir] که این جای تنگست و چندان سپاه [verse] [festive, operatic, horn+daf] بفرمود تا تخت بیرون برند ز ایوان شاهی به هامون برند به دشت آمد از مزدکی صدهزار برفتند شادان بر شهریار [chorus] [echo, choir] به دشت آمد از مزدکی صدهزار [verse] [spiritual, operatic, strings] چنین گفت مزدک به شاه زمین که ای برتر از دانشِ بآفرین [melisma on: بآفرین] چنان دان که کسری نه بر دین ماست ز دین سر کشیدن ورا کی سزاست [chorus] [echo, choir] چنان دان که کسری نه بر دین ماست [verse] [tense, operatic, horn] یکی خط دستش بباید ستد که سر بازگرداند از راه بد بپیچاند از راستی پنج چیز که دانا بر این پنج نفزود نیز [chorus] [echo, choir] که سر بازگرداند از راه بد [verse] [dark, operatic, strings] کجا رشک و کین است و خشم و نیاز به پنجم که گردد بر او چیره آز تو چون چیره باشی بر این پنج دیو پدید آیدت راه کیهان خدیو [chorus] [echo, choir] پدید آیدت راه کیهان خدیو [verse] [reflective, operatic, santoor] از این پنج ما را زن و خواسته است که دین بهی در جهان کاسته است زن و خواسته باشد اندر میان چو دین بهی را نخواهی زیان [chorus] [echo, choir] زن و خواسته باشد اندر میان [verse] [tense, operatic, horn] کز این دو بود رشک و آز و نیاز که با خشم و کین اندر آید به راز همی دیو پیچد سر بخردان بباید نهاد این دو اندر میان [chorus] [echo, choir] همی دیو پیچد سر بخردان [verse] [dramatic, operatic, strings] چو این گفته شد دست کسری گرفت بدو مانده بد شاه ایران شگفت از او نامور دست بستد به خشم به تندی ز مزدک بخوابید چشم [chorus] [echo, choir] به تندی ز مزدک بخوابید چشم [verse] [tense, operatic, horn] به مزدک چنین گفت خندان قباد که از دین کسری چه داری به یاد؟ چنین گفت مزدک که این راه راست نهانی نداند نه بر دین ماست [chorus] [echo, choir] که از دین کسری چه داری به یاد؟ [verse] [reflective, operatic, santoor] همانگه ز کسری بپرسید شاه که از دین به بگذری نیست راه بدو گفت کسری چو یابم زمان بگویم که کژ است یکسر گمان [chorus] [echo, choir] بدو گفت کسری چو یابم زمان [verse] [bright, operatic, strings] چو پیدا شود کژی و کاستی درفشان شود پیش تو راستی بدو گفت مزدک زمان چند روز همی‌خواهی از شاه گیتی‌فروز [chorus] [echo, choir] چو پیدا شود کژی و کاستی [verse] [majestic, operatic, horn] ورا گفت کسری زمان پنج ماه ششم را همه بازگویم به شاه [melisma on: بازگویم به شاه] [chorus] [echo, choir] ورا گفت کسری زمان پنج ماه