
ورس ۱ هی عاشقا، امشب یه خبر تازهست بهار برگشته، شهر دوباره زندهست من توی این خیابونا اسمتو صدا زدم حالا هر چی گل میبینم، انگار آتیش زدهست پریکورس من موندم و یه مشت سؤال یه قلب خسته، یه حالِ خراب ولی همین که چشمات رسید همه چی برگشت سر جاش کورس کجا بودی؟ کجا بودی؟ وقتی این شب تمومی نداشت کجا بودی؟ کجا بودی؟ وقتی قلبم دیگه جونی نداشت من گم شده بودم توی تاریکی تو مثل نور افتادی توی زندگیم از بین این همه خاکستر دوباره آتیش زدی به من ورس ۲ خیلی راه رفتم، خیلی درا بسته شد هر چی ساختم جلوی چشمام خسته شد گفتم شاید دیگه این قصه آخرشه تا تو اومدی و دنیا دوباره عوض شد بریج بذار این شهر صدای ما رو بشنوه بذار دیوارا با صدای گیتار بلرزه اگه فردا باز همه چی خراب شه امشب هنوز قلب من با تو میزنه بریکداون کجا بودی؟ وقتی دنیا سرد بود کجا بودی؟ وقتی هیچکس نبود حالا که رسیدی دیگه نمیخوام بدونم چرا فقط بمون فقط بمون تا آخر این صدا کورس آخر کجا بودی؟ کجا بودی؟ من یه عمر دنبال این لحظه بودم کجا بودی؟ کجا بودی؟ من از این تاریکی خسته بودم حالا هر چی شکسته بود با صدای تو دوباره جون گرفت از بین تمام این ویرونهها من دوباره آتیش گرفتم :::

