Song Cover Image

👑 فصل ۴ 4️⃣👑 پادشاهی طهم👑 قسمت 1️⃣ بخش 2️⃣👑 از ابیات ۱ تا ۲۴ 4️⃣6️⃣

دو ..دو...دودو...دودودودودودووووووو دودودو دودودو بیاورد و آموختن‌شان گرفت جهانی بدو مانده اندر شگفت چو این کرده شد ماکیان و خروس کجا بر خروشد گه زخم کوس بیاورد و یک‌سر به مردم کشید نهفته همه سودمندش گزید بفرمودشان تا نوازند گرم نخوانندشان جز به آواز نرم چنین گفت کاین را ستایش کنید جهان آفرین را نیایش کنید که او دادمان بر ددان دستگاه ستایش مر او را که بنمود راه مر او را یکی پاک دستور بود که رایش ز کردار بد دور بود خنیده به هر جای شهرسپ نام نزد جز به نیکی به هر جای گام رورو رو رو و روروروووووووووووواوذواو همه روز بسته ز خوردن دو لب به پیش جهاندار بر پای شب چنان بر دل هر کسی بود دوست نماز شب و روزه آیین اوست سر مایه بد اختر شاه را در بسته بد جان بدخواه را همه راه نیکی نمودی به شاه همه راستی خواستی پایگاه چنان شاه پالوده گشت از بدی که تابید ازو فرّهٔ ایزدی برفت اهرمن را به افسون ببست چو بر تیز رو بارگی بر نشست زمان تا زمان زینش بر ساختی همی گرد گیتی‌ش بر تاختی چو دیوان بدیدند کردار او کشیدند گردن ز گفتار او شدند انجمن دیو بسیار مر که پردخته مانند از او تاج و فرّ چو طهمورث آگه شد از کارشان بر آشفت و بشکست بازارشان به فرّ جهاندار بستش میان به گردن بر آورد گرز گران همه نرّه دیوان و افسونگران برفتند جادو سپاهی گران دمنده سیه دیوشان پیش‌رو همی بآسمان برکشیدند غو جهاندار طهمورث بافرین بیامد کمربستهٔ جنگ و کین یکایک بیاراست با دیو جنگ نبد جنگشان را فراوان درنگ از ایشان دو بهره به افسون ببست دگرشان به گرز گران کرد پست کشیدندشان خسته و بسته خوار به جان خواستند آن زمان زینهار که ما را مکش تا یکی نو هنر بیاموزی از ما که‌ت آید به بر کی نامور دادشان زینهار بدان تا نهانی کنند آشکار چو آزاد گشتند از بند او بجستند ناچار پیوند او نبشتن به خسرو بیاموختند دلش را به دانش برافروختند نبشتن یکی نه، که نزدیک سی چه رومی، چه تازی و چه پارسی چه سغدی، چه چینی و چه پهلوی ز هر گونه‌ای کان همی بشنوی جهاندار سی سال از این بیشتر چه گونه پدید آوریدی هنر برفت و سر آمد بر او روزگار همه رنج او ماند از او یادگار