Song Cover Image

خوش بهار

+ Show full styles

[intro]: یه عمر گفتن این شب تمومی نداره یه عمر گفتن این سرما همیشه می‌مونه ولی ما از دلِ تاریکی رد شدیم و حالا بویِ یه فصلِ تازه میاد چون زمستونِ پَنْجُمْ رو به آخره و شْیْشُمِشْ... خوش بهاره [Verse 1]: من حالِ این روزا رو خوب می‌بینم زخمِ قدیمیِ این خاکو می‌بینم حق زیرِ گرد و غبار مونده سال‌ها دروغ نشسته روی تختِ خَبَرْ هْا آدَمْ‌نَمایی که خودش رو نور می‌دونه دستش پُره، ولی دلش ویرونه سکه براقه، ولی عیار نداره اسمْ بزرگه، ولی اعتبار نداره جایِ شریف و فرومایه عوض شده خیلی‌ چیزا تو این زمانه قفس شده هر کی که بیداره، تنها و ساکته هر کی که بازیگره، بالاست و راحته ولی زیرِ این خاکسترِ خاموش هنوز یه آتیش هست، هنوز یه موج هنوز یه چیزی توی رگ‌هامون بیداره می‌گه نترس... آخرِ این شب، بهاره [Pre-Hook]: هر چی سیاهی بیشتر یعنی سپیده نزدیکه هر چی زمستون سردتر یعنی شکفتن نزدیکه ما تهِ این دردو دیدیم ما از دلِ آتیش رد شدیم حالا صدایی از دور می‌گه وقتشه... وقتشه... [Hook]: خوش بهار، خوش بهار بعدِ این شب می‌رسه اون روزِ بی‌غُبار خوش بهار، خوش بهار بعدِ این درد، می‌زنه از خاکمون جوانه‌زار خوش بهار، خوش بهار این آخرین زمستونه، وقتِ پروازه خوش بهار، خوش بهار جهانِ خسته دوباره داره جون می‌سازه [Verse 2]: گفتن که مردم دیگه خسته و تمومن گفتن که رؤیاها فقط توی کتابن گفتن که این سرزمین، شکسته می‌مونه گفتن که فردا هم شبیهِ امروزه ولی ما از تبارِ خاموشی نیستیم از جنسِ تسلیمِ بی‌آغوشی نیستیم ما هر چی خوردیم، بازم زمین نخوردیم از دلِ ویرونی، دوباره قد کشیدیم از هر طرف آشوب و بازی و فریب لبخندِ سمی، حرفای قشنگِ عجیب اما تهِ این قصه یه برگِ دیگه‌ست یه صبحِ روشن پشتِ این پرده پیداست من از نجوم و فالْ حرفی نمی‌زنم من بویِ تغییر رو توی هوا حس می‌کنم یه دوره داره می‌میره، آروم و بی‌صِدا یه دوره داره میاد که فرق داره با قبل‌ها [Pre-Hook]: هر چی سیاهی بیشتر یعنی سپیده نزدیکه هر چی زمستون سردتر یعنی شکفتن نزدیکه ما تهِ این دردو دیدیم ما از دلِ آتیش رد شدیم حالا صدایی از دور می‌گه وقتشه... وقتشه... [Hook]: خوش بهار، خوش بهار بعدِ این شب می‌رسه اون روزِ بی‌غبار خوش بهار، خوش بهار بعدِ این درد، می‌زنه از خاکمون جوانه‌زار خوش بهار، خوش بهار این آخرین زمستونه، وقتِ پروازه خوش بهار، خوش بهار جهانِ خسته دوباره داره جون می‌سازه [Bridge]: میم و حِ... میم و دال... یه اسم می‌پیچه تو این احوال نه فقط اسم، نه فقط صدا یه رمزِ بیداری وسطِ این ماجرا وقتی شب از نهایتِ خودش بگذره وقتی دروغ از هیبتِ خودش بگذره اون لحظه، تاریخ ورق می‌خوره اون لحظه، خورشید از خاک در میاد دوباره ما واسه این روز، کم درد نکشیدیم کم گریه نکردیم، کم زخم ندیدیم حالا نوبتِ اینه که دنیا ببینه از آخرِ سرما، شکوفه می‌چینه [Verse 3]: نه با ترس، نه با زنجیر نه با حرفای پوسیده‌ی بی‌تأثیر فردا با آگاهی ساخته می‌شه با قلبی که از تاریکی رد شده یه نسل که دیگه خوابش نمی‌بره حقشو می‌خواد و عقب نمی‌ره یه نسل که فهمیده تهِ این راه بعد از زمستون، می‌رسه خوش‌بهار نه فقط گل، نه فقط رنگ نه فقط صلح بعد از این همه جنگ بلکه یه جانِ تازه برای جهان یه نبضِ تازه توی رگِ زمان ما از تهِ شب، نورو پیدا کردیم از دلِ زخم، راهو پیدا کردیم حالا رسیدیم به لبه‌ی فردا به لحظه‌ای که می‌گه: بلند شو، حالا [Final-Hook]: خوش بهار، خوش بهار بعدِ این شب می‌رسه اون روزِ بی‌غبار خوش بهار، خوش بهار بعدِ این درد، می‌زنه از خاکمون جوانه‌زار خوش بهار، خوش بهار این آخرین زمستونه، وقتِ پروازه خوش بهار، خوش بهار جهانِ خسته دوباره داره جون می‌سازه خوش بهار، خوش بهار ما از دلِ شب، رو به خورشیدیم خوش بهار، خوش بهار ما نشکستیم... ما تازه بیدار شدیم [Outro]: چون زمستانِ پَنجُمین بُگذَشت شیشُمِش خوش بهار می‌بینم نه فقط بهارِ گل بهارِ روح بهارِ حق بهارِ انسان وَ این فقط یه فصل نیست... یه شروعه...