Song Cover Image

👑فصل4️⃣9️⃣👑قسمت1️⃣3️⃣👑1️⃣📝1️⃣3️⃣👑 پادشاهی بهرام گور 👑フェルドウスィーの『シャー・ナーメ』詩集(ペルシア語と日本語)

八日目に、彼は狩猟の平原に着いた。彼とルーズベは千頭の馬に跨った。彼は平原一面が墓で埋め尽くされているのを見た。供犠者は弓を引いた。二羽のカラスが弦に弓をかけた。 به هشتم بیامد به دشت شکار خود و روزبه با سواری هزار همه دشت یکسر پر از گور دید ز قربان کمان کیان برکشید دو زاغ کمان را به زه بر نهاد ز یزدان پیروزگر کرد یاد بهاران و گوران شده جفت جوی ز کشتن به روی اندر آورده روی همی پوست کند این ازآن آن ازین ز خونشان شده لعل روی زمین همی بود بهرام تا گور نر به مستی جدا شد یک از یک دگر چو پیروز شد نره گور دلیر یکی ماده را اندر آورد زیر به زه داشت بهرام جنگی کمان بخندید چون گور شد شادمان بزد تیر بر پشت آن گور نر گذر کرد بر گور پیکان و پر نر و ماده را هر دو بر هم بدوخت دل لشکر از زخم او بر فروخت ز لشکر هرانکس که آن زخم دید بران شهریار آفرین گسترید که چشم بد از فر تو دور باد همه روزگاران تو سور باد به مردی تواندر زمانه نوی که هم شاه و هم خسرو و هم گوی 神は彼を勝利に導いた。泉と墓は一組となり、殺戮が彼のもとにもたらされた。それぞれが一羽一羽の皮を剥ぎ、その血は地面でルビーとなった。バフラムは男の墓に着くまで彼と共にいた。二人は酔いつぶれて別れた。勇敢な男が勝利すると、一方が女を墓に引き入れた。弦に弓をつけたバフラムは、墓が喜びに満たされると笑った。彼は男の墓の背中に矢を放った。矢と羽根を携えて墓の上を通り過ぎ、男と女を縫い合わせた。彼の傷に軍勢の心は砕かれた。その傷を見たハランの軍勢は、シャフリヤールに向かって翼を広げた。あなたの心から邪悪な目が遠ざかりますように。あなたの日々が幸せでありますように。権力者へ。シャー、ホスロー、ゴイが共に権力を握る新しい時代