Song Cover Image

👑فصل5️⃣3️⃣👑قسمت5️⃣👑 کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود👑1️⃣5️⃣0️⃣📝1️⃣8️⃣0️⃣👑

Fifteen][Stately, deep strings+frame drum] همی‌بود ازین گونه تا ماه نو برآمد نشست از برگاه نو تو گفتی که جامی ز یاقوت زرد نهادند بر چادر لاژورد بدیدند بر چهرهٔ شاه ماه خروشی برآمد ز درگاه شاه چو برزد سر از کوه رخشان چراغ زمین شد به کردار زرین جناغ خروش آمد و نالهٔ گاو دم ببستند بر پیل رویینه خم دمادم به لشکر گه آمد سپاه تبیره زنان برگرفتند راه [Verse Sixteen][Epic, military band+strings] بدرگاه شد یزدگرد دبیر ابا رای‌زن موبد اردشیر نبشتند نامه به هر کشوری بهر نامداری و هرمهتری که شد شاه با لشکر از بهر رزم شما کهتری را مسازید بزم بفرمود نامه بخاقان چین فغانیش راهم بکرد آفرین یکی لشکری از مداین براند که روی زمین جز بدریا نماند زمین کوه تاکوه یک سر سپاه درفش جهاندار بر قلبگاه [Verse Seventeen][Driving, relentless percussion] یکی لشکری سوی گرگان کشید که گشت آفتاب از جهان ناپدید بیاسود چندی ز بهر شکار همی‌گشت درکوه و در مرغزار بسغد اندرون بود خاقان که شاه به گرگان همی رای زد با سپاه ز خویشان ارجاسب و افراسیاب شده سغد یکسر چو دریای آب همی‌گفت خاقان سپاه مرا زمین برنتابد کلاه مرا از ایدر سپه سوی ایران کشیم وز ایران به دشت دلیران کشیم [Verse Eighteen][Threatening, war drums+horns] همه خاک ایران به چین آوریم همان تازیان را بدین آوریم نمانم که کس تاج دارد نه تخت نه اورنگ شاهی نه از تخت بخت همی‌بود یک چند باگفت وگوی جهانجوی با لشکری جنگجوی چنین تا بیامد ز شاه آگهی کز ایران بجنبید با فرهی وزان بخت پیروزی و دستگاه ز دریا به دریا کشیده سپاه [Verse Nineteen][War tension, rising strings] بپیچید خاقان چو آگاه شد به رزم اندرون راه کوتاه شد به اندیشه بنشست با رای‌زن بزرگان لشکر شدند انجمن سپهدار خاقان به دستور گفت که این آگهی خوار نتوان نهفت شنیدم که کسری به گرگان رسید همه روی کشور سپه گسترید ندارد همانا ز ما آگاهی وگر تارک از رای دارد تهی ز چین تا به جیحون سپاه منست جهان زیر فر کلاه منست