Song Cover Image

👑 فصل 5️⃣2️⃣👑 قسمت 7️⃣👑5️⃣0️⃣📝2️⃣5️⃣👑 پادشاهی کسرا نوشین روان ۴۸ سال بود👑

دل دل دل دـــل دـــل. دـــل در دل دلار در دل دل ددددلدلدل ددددلدلدل [epic, slow, dignified] [Verse 1] چنین گفت شاهوی بیداردل که ای پیر دانای و بسیار دل ایا مرد فرزانه و تیز ویر ز شاهوی پیر این سخن یادگیر [grand, eastern, march] [Verse 2] که درهند مردی سرافراز بود که با لشکر و خیل و با ساز بود خنیده بهر جای جمهور نام به مردی بهر جای گسترده گام [ceremonial, regal, uplifting] [Verse 3] چنان پادشا گشته برهندوان خردمند و بیدار و روشن‌روان ورا بود کشمیر تا مرز چین برو خواندندی به داد آفرین [majestic, heavy, orchestral] [Verse 4] به مردی جهانی گرفته بدست ورا سندلی بود جای نشست همیدون بدش تاج و گنج و سپاه همیدون نگین وهمیدون کلاه [bright, melodic, hopeful] [Verse 5] هنرمند جمهور فرهنگ جوی سرافراز با دانش و آبروی بدو شادمان زیردستان اوی چه شهری چه از در پرستان اوی [mystical, tender, gentle] [Verse 6] زنی بود هم گوهرش هوشمند هنرمند و با دانش و بی‌گزند پسر زاد زان شاه نیکو یکی که پیدا نبود از پدر اندکی [dramatic, tense, minor] [Verse 7] پدر چون بدید آن جهاندار نو هم اندر زمان نام کردند گو برین برنیامد بسی روزگار که بیمار شد ناگهان شهریار [reflective, adagio] [Verse 8] به کدبانو اندرز کرد و به مرد جهانی پر از دادگو را سپرد ز خردی نشایست گو بخت را نه تاج و کمر بستن و تخت را [mournful, slow, atmospheric] [Verse 9] سران راهمه سر پر از گرد بود ز جمهورشان دل پر از درد بود ز بخشیدن و خوردن و داد اوی جهان بود یک سر پر از یاد اوی [plaintive, orchestral, choral] [Verse 10] سپاهی و شهری همه انجمن زن و کودک و مرد شد رای زن که این خرد کودک نداند سپاه نه داد و نه خشم و نه تخت و کلاه [ominous, minor, suspense] [Verse 11] همه پادشاهی شود پرگزند اگر شهریاری نباشد بلند [narrative, rhythmic, moderate] [Verse 12] به دنبر برادر بد آن شاه را خردمند وشایستهٔ گاه را کجا نام آن نامور مای بود به دنبر نشسته دلارای بود