
،👑 فصل2️⃣7️⃣👑قسمت1️⃣2️⃣👑1️⃣📝👑 هفت خوان اسفندیار 👑
👍هَـــــــــــــــــــــــهفت هفت هفت هفته هفت هفت هفته خــــــــــــــــــــــــاـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنـــــ² [verse] [slow, epic, tense, kamancheh strings, deep voice] چو تاریکتر شد شب اسفندیار بپوشید نو جامهٔ کارزار سر بند صندوقها برگشاد یکی تا بدان بستگان جست باد کباب و می آورد و نوشیدنی همان جامهٔ رزم و پوشیدنی چو نان خورده شد هر یکی را سه جام بدادند و گشتند زان شادکام[chorus] [dramatic, rhythmic, daf+choir] بکوشید و پیکار مردان کنید پناه از بلاها به یزدان کنید[verse] [lively, bright, santoor, happy] از آن پس یلان را به سه بَر کرد هرآنکس که جستند ننگ و نبرد یکی بَهره زیشان میان حصار که سازند با هرکسی کارزار دگر بهره تا بر در دژ شوند ز پیکار و خون ریختن نغنوند سیم بهره را گفت از سرکشان که باید که یابید زیشان نشان که بودند با ما ز می دوش مست سرانشان به خنجر ببرید پست 👍خــــــــــــــــــــــانـــــــــــــــــــــــــــهفت هفت هفته هفت هفت خــــــــــــــــــــــــاـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنـــــ [bridge] [tense, percussive, solo-kamancheh] خود و بیست مرد از دلیران گرد بشد تیز و دیگر بدیشان سپرد به درگاه ارجاسپ آمد دلیر زرهدار و غران به کردار شیر[verse] [frantic, agitated, mixed strings, female backing] چو زخم خروش آمد از در سرای دوان پیش آزادگان شد همای ابا خواهر خویش به آفرید به خون مژه کرده رخ ناپدید چو آمد به تنگ اندر اسفندیار دو پوشیده را دید چو نوبهار[chorus] [dramatic, rhythmic, daf+choir] بکوشید و پیکار مردان کنید پناه از بلاها به یزدان کنید[verse] [triumphant, resonant, ensemble] بیامد یکی تیغ هندی به مشت کسی را که دید از دلیران بکشت همه بارگاهش چنان شد که راه نبود اندران نامور بارگاه ز بس خسته و کشته و کوفته زمین همچو دریای آشوفته چو ارجاسپ از خواب بیدار شد ز غلغل دلش پر ز تیمار شد بجوشید ارجاسپ از جایگاه بپوشید خفتان و رومی کلاه به دست اندرش خنجر آبگون دهن پر ز آواز و دل پر ز خونـ

