
فصل 2️⃣6️⃣👑 قسمت2️⃣6️⃣👑 بخش 1️⃣👑 پادشاهی گشتاسب ۱۲۰ سال بود.1️⃣📝3️⃣7️⃣
بــــــــــــــــــــببببــــــــــــــــــــــــــــبدـــــــــــــــبه دلــــــــــــــــــــــــــــ درود ای دل ..در به در دل و ای دل دل به دل دل دل به دل دلو ای دل بد به دل بد بد بد دل و ای دل دل به دل دلو ای دل ای دل دلو ای دل [Verse1] [VERSE 1][mystical epic with regal tension ] به دشت اندرون بد ز بهر شکار ازان دشت آواز کردش کسی که جاماسپ را کرد خسرو گسی [VERSE 2][ancient suspense whispering danger] بپیچید و خندیدن اندر گرفت پسر بود او را گزیده چهار همه رزمجوی و همه نیزهدار [VERSE 3][heroic lineage, proud armored sons] سیم نام او بد دلافروز طوش چهارم بدش نام نوشاذرا نهادی کجا گنبد آذرا [VERSE 4][regal blessing, heartfelt allegiance ] که تا جاودان سبز بادات سر یکی ژرف خنده بخندید شاه نیابم همی اندرین هیچ راه [VERSE 5][worrying omen, foreboding doubts ] کس آید مرا از در شهریار که آواز بشنیدم از ناگهان بترسم که از گفتهٔ بیرهان [VERSE 6][haunted by betrayal and dread ] دلش از رهی بار دارد همی گرانمایه فرزند گفتا چرا چه کردی تو با خسرو کشورا [VERSE 7][legacy defense under heavy cloud ] ندانم گناهی به جای پدر مگر آنک تا دین بیاموختم همی در جهان آتش افروختم [VERSE 8][sword-forged fate brings mistrust ] چرا دارد از من دل شاه میغ همانا دلش دیو بفریفتست که بر کشتن من بیاشیفتست [VERSE 9][dark foreshadowing, tense waiting ] پدید آمد از دور گرد سیاه چراغ جهان بود دستور شاه فرستادهٔ شاه زی پور شاه [VERSE 10][messenger seen, silent approach ] بدانست کامد فرستاده مرد پذیره شدش گرد فرزند شاه همی بود تا او بیامد ز راه [VERSE 11][respectful welcome, waiting solemn ] گو پیر هر دو پیاده شدند بپرسید ازو فرخ اسفندیار که چونست شاه آن گو نامدار [VERSE 12][news delivered, fate in letters ] برش را ببوسید و نامه بداد درست از همه کارش آگاه کرد که مر شاه را دیو بیراه کرد [VERSE 13][consultation before difficult choice] چه بینی مرا اندرین روی کار گر ایدونک با تو بیایم به در نه نیکو کند کار با من پدر [VERSE 14][dilemma between duty and pride ] برون کرده باشم سر از کهتری یکی چارهساز ای خردمند پیر نیابد چنین ماند بر خیره خیر [VERSE 15][wise counsel, generational lesson ] به دانندگی پیر و بختت جوان تو دانی که خشم پدر بر پسر به از جور مهتر پسر بر پدر [VERSE 16][submission to the king's decree ] که هرچ او کند پادشاهست اوی برین بر نهادند و گشتند باز فرستاده و پور خسرو نیاز [VERSE 17][peaceful rest, ceremonial wine ] به کف بر گرفتند هر دو نبید به پیشش همی عود میسوختند تو گفتی همی آتش افروختند [VERSE 18][gathering army, transfer of power ] ز لشکر بیامد فراوان به پیش همه لشکرش را به بهمن سپرد وزانجا خرامید با چند گرد [VERSE 19][prepared tribute, journey's climax ] بیامد به درگاه آزاد شاه کمر بسته و بر نهاده کلاه

