
👑فصل3️⃣2️⃣👑 پادشاهی داراب۱۴ سال بود قسمت2️⃣👑بخش2️⃣👑ابیات2️⃣5️⃣📝4️⃣5️⃣
Baby baby let's go cowboy له له لعلعلع له له لعلعلعععععععع لعللعلعلعععلعلع لعلع لغات لعلع به لعععععع مرا روی گیتی بباید سپرد بد و نیک چندی بباید شمرد شما را بباید کنون ساختن دل از بوم و آرام پرداختن ژووووووووووووژوووووــــــــــــــــژووووــــــــــــــــــــژژژژژژــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سر گنجهای نیا باز کرد بفرمود تا لشکرش ساز کرد به شبگیر برخاست از روم غو ز شهر و ز درگاه سالار نو برون آمد آن نامور شهریار برهبر چنان لشکر نامدار درفشی پس پشت سالار روم نوشته برو سرخ و پیروزه بوم همای از برو خیزرانش قضیب نوشته بر او بر محب صلیب به مصر آمد از روم چندان سپاه که بستند بر مور و بر پشه راه دو دو دو دو دو.. دو... دو ...دودودوووووووو دو..دو..دو...دودودودودوووووو._ دودودودووووووو_و---+دودودووووو دودودووووو و دو لشکر به روی اندر آورده روی ببودند یک هفته پرخاشجوی به هشتم به مصر اندر آمد شکست سکندر سر راه ایشان ببست ز یک راه چندان گرفتار شد که گیرنده را دست بیکار شد ز گوپال و از اسپ و برگستوان ز خفتان وز خنجر هندوان کمرهای زرین و زرین ستام همان همان همااااااااان همان تیغ هندی به زرین نیام ز دیبا و دینار چندان بیافت که از خواسته بارگی برنتافت بسی زینهاری بیامد سوار بزرگان جنگاور و نامدار وزان جایگه ساز ایران گرفت دل شیر و چنگ دلیران گرفت روم روم روم روروروـــــــــــــــروروروروروممممـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چو بشنید دارا که لشکر ز روم بجنبید و آمد برین مرز و بوم برفتند ز اصطخر چندان سپاه که از نیزه بر باد بستند راه همی داشت از پارس آهنگ روم کز ایران گذارد به آباد بوم چو آورد لشکر به پیش فرات سپه را عدد بود بیش از نبات به گرد لب آب لشکر کشید ز جوشن کسی آب دریا ندید

