:[Verse 1 – Hopeful orchestration, solo vocal, strings, soft percussion] درم داد و روزی‌دهان را بخواند بسی با سپهبد سخنها براند همان رای زد با تهمتن بر آن چنین تا رخ روز شد در نهان [Bridge – Dawn ambiance, gentle pads, rising tempo] چو خورشید بر زد سنان از نشیب شتاب آمد از رفتن با نهیب سپهبد بیامد به نزدیک شاه ابا گیو گودرز و چندی سپاه [Verse 2 – Ceremonial horns, epic buildup] بدو داد شاه اختر کاویان بران سان که بودی به رسم کیان ز اختر یکی روز فرخ بجست که بیرون شدن را کی آید درست [Pre-Chorus – Triumphal percussion, choir background] همی رفت با کوس خسرو بدشت بدان تا سپهبد بدو برگذشت یکی لشکری همچو کوه سیاه گذشتند بر پیش بیدار شاه [Chorus – Majestic group choir, strong brass, percussion] پس لشکر اندر سپهدار طوس بیامد بر شه زمین داد بوس برو آفرین کرد و بر شد خروش جهان آمد از بانگ اسپان بجوش] ][(این چهار بیت کورس‌اند: اوج دیدار و هم‌پیمانی سپاه با شاه و تجلیل از طوس. گروه کر با شکوه این بخش را اجرا کند.[]) [Verse 3 – Fast-paced strings, battle-drums, choir in background] یکی ابر بست از بر گرد سم برآمد خروشیدن گاو دم ز بس جوشن و کاویانی درفش شده روی گیتی سراسر بنفش تو خورشید گفتی به آب اندر است سپهر و ستاره بخواب اندر است نهاد از بر پیل پیروزه مهد همی رفت زین گونه تا رود شهد [Bridge – Suspense, subtle brass, tense mood] هیونی بکردار باد دمان بدش نزد پیران هم اندر زمان که من جنگ را گردن افراخته سوی رود شهد آمدم ساخته [Verse 4 – Muted horns, shadowy strings, solo voice, tension] چو بشنید پیران غمی گشت سخت فروبست بر پیل ناکام رخت برون رفت با نامداران خویش گزیده دلاور سواران خویش که ایران سپه را ببیند که چیست سرافراز چندست و با طوس کیست رده برکشیدند زان سوی رود فرستاد نزد سپهبد درود [Chorus – Repeat majestic group choir] وزین روی لشکر بیاورد طوس درفش همایون و پیلان و کوس سپهدار پیران یکی چرپ گوی ز ترکان فرستاد نزدیک اوی [Bridge – Lyrical, tabla & setar, narrator-style vocal] بگفت آنک من با فرنگیس و شاه چه کردم ز خوبی بهر جایگاه ز درد سیاوش خروشان بدم چو بر آتش تیز جوشان بدم کنون بار تریاک زهر آمدست مرا زو همه رنج بهر آمدست دل طوس غمگین شد از کار اوی بپیچید زان درد و پیکار اوی [Verse 5 – Dramatic dialogue, solo voice, harp/strings] چنین داد پاسخ که از مهر تو فراوان نشانست بر چهر تو سر آزاد کن دور شو زین میان ببند این در بیم و راه زیانبر شاه ایران شوی با سپاه مکافات یابی به نیکی ز شاه بایران ترا پهلوانی دهد همان افسر خسروانی دهد چو یاد آیدش خوب کردار تو دلش رنجه گردد ز تیمار تو چنین گفت گودرز و گیو و سران بزرگان و تیمارکش مهتران [Bridge – Messenger theme, flute & percussions] سرایندهٔ پاسخ آمد چو باد بنزدیک پیران ویسه نژاد بگفت آنچ بشنید با پهلوان ز طوس و ز گودرز روشن‌روان چنین داد پاسخ که من روز و شب بیاد سپهبد گشایم دو لب شوم هرچ هستند پیوند من خردمند کو بشنود پند من بایران گذارم بر و بوم و رخت سر نامور بهتر از تاج و تخت وزین گفتتها بود مغزش تهی همی جست نو روزگار بهی هیونی برافگند هنگام خواب فرستاد نزدیک افراسیاب [Final Chorus – Grand, hopeful, all choir and orchestra] کزایران سپاه آمد و پیل و کوس همان گیو و گودرز و رهام و طوس فراوان فریبش فرستاده‌ام ز هر گونه‌ای بندها داده‌ام