
فصل 2️⃣2️⃣👑 داستان بیژن و منیژه👑بخش 6️⃣ قسمت 4️⃣👑ز بیت ۱۲۰ تا ۱۴۶
Pevhh pechhhh² پچ پچ پچ پچ ه [Dub][با صدای زیر صدای اصلی] [آیه] چه مایه ترا نزد من دستگاه بهر کینهگاه اندرون کینه خواه چه کین سیاوش چه مازندران کمر بسته بر پیش جنگاوران برین آمدن رنج برداشتی چنین راه دشوار بگذاشتی بدیدار تو سخت شادان شدم ولیکن ز بیژن غریوان شدم نبایستمی کاین چنین سوگوار ترا دیدمی خستهٔ روزگار من از بهر این نامهٔ شاه را بفرمان بسر بسپرم راه را ز بهر ترا خود جگر خستهام بدین کار بیژن کمر بستهام بکوشم بدین کارگر جان من ز تن بگسلد پاک یزدان من من از بهر بیژن ندارم برنج فدا کردن جان و مردان و گنج بنیروی یزدان ببندم کمر ببخت شهنشاه پیروزگر بیارمش زان بند تاریک چاه نشانمش با شاه در پیشگاه سه روز اندرین خان من شاد باش ز رنج و ز اندیشه آزاد باش که این خانه زان خانه بخشیده نیست مرا با تو گنج و تن و جان یکیست [بکن تکرار کلمات آخر 2 بار] چهارم سوی شهر ایران شویم بنزدیک شاه دلیران شویم چو رستم چنین گفت بر جست گیو ببوسید دست و سر و پای نیو برو آفرین کرد کای نامور بمردی و نیروی و بخت و هنر بماناد بر تو چنین جاودان تن پیل و هوش و دل موبدان ز هر نیکی بهرهور بادیا چنین کز دلم زنگ بزدادیا ][سرود ] Boom boom boom boom مثل هر دفعه دلمو میکنه خون صد دفعه آخه چرا باز دوباره میکنی بوم بوم دل من میخواد واسه تو بده جون [Aye] چو رستم دل گیو پدرام دید ازان پس بنیکی سرانجام دید بسالار خوان گفت پیش آر خوان بزرگان و فرزانگان را بخوان زواره فرامرز و دستان و گیو نشستند بر خوان سالار نیو بخوردند خوان و بپرداختند نشستنگه رود و می ساختند نوازندهٔ رود با میگسار بیامد بایوان گوهر نگار همه دست لعل از می لعل فام غریونده چنگ و خروشنده جام بروز چهارم گرفتند ساز چو آمدش هنگام رفتن فراز بفرمود رستم که بندید بار سوی شاه ایران بسیچید کار سواران گردنکش از کشورش همه راه را ساخته بر درش بیامد به رَخش اندر آورد پای کمر بست و پوشید رومی قبای بزین اندر افگند گرز نیا پر از جنگ سر دل پر از کیمیا بگردون برافراخته گوش رخش ز خورشید برتر سر تاجبخش خود و گیو با زابلی صد سوار ز لشکر گزید از در کارزار Boom boom boom boom باز بوم بوم² مثل هر دفعه کاوه شده مجنون صد دفعه دلشو چرا هی میکنی تو خون دیدنش نمیشه سهل و آسون Arrangement kaveh kashefi هدیه شده به فردوسی

