Song Cover Image

فصل5️⃣2️⃣👑 قسمت3️⃣👑 پادشاهی کسرا نوشینروان ۴۸ سالد👑👑4️⃣2️⃣0️⃣📝3️⃣9️⃣0️⃣👑

[1: Majestic, modal, tar & strings] بنازد بدو تاج شاهی و تخت بداندیش نومید گردد زبخت چو برگردد این چرخ ناپایدار ازو نام نیکو بود یادگار بماناد تا روز باشد جوان هنر یافته جان نوشین‌روان ز گفتار او انجمن خیره شد همه رای دانندگان تیره شد چو نوشین‌روان آن سخنها شنود به روزیش چندانک بد برفزود [Verse 2] [2: Reflective, slow tempo, ney & piano] وزان پندها دیده پر آب کرد دهانش پر از در خوشاب کرد یکی انجمن لب پر از آفرین برفتند ز ایوان شاه زمین برین نیز بگذشت یک هفته روز بهشتم چو بفروخت گیتی‌فروز بیانداخت آن چادر لاژورد بیاراست گیتی به دیبای زرد شهنشاه بنشست با موبدان جهاندیده و کار کرده ردان [Verse 3] [3: Regal, 6/8 rhythm, santur & choir] سرموبد موبدان اردشیر چو شاپور وچون یزدگرد دبیر ستاره شناسان و جویندگان خردمند و بیدار گویندگان سراینده بوزرجمهر جوان بیامد برشاه نوشین‌روان بدانندگان گفت شاه جهان که باکیست این دانش اندر نهان کزو دین یزدان به نیرو شود همان تخت شاهی بی‌آهو شود [Verse 4] [4: Philosophical, modal harmony, strings] چوبشنید زو موبد موبدان زبان برگشاد از میان ردان چنین داد پاسخ که از داد شاه درفشان شود فر دیهیم و گاه چو با داد بگشاید از گنج بند بماند پس از مرگ نامش بلند دگر کو بشوید زبان از دروغ نجوید به کژی ز گیتی فروغ سپهبد چو با داد و بخشایشست ز تاجش زمانه پرآسایشست [Verse 5] [5: Thoughtful, soft pad, kamancheh & daf] و دیگر که از کهتر پرگناه چو پوزش کند باز بخشدش شاه به پنجم جهاندار نیکوسخن که نامش نگردد به گیتی کهن همه راست گوید سخن کم وبیش نگردد بهر کار ز آیین خویش ششم بر پرستندهٔ تخت خویش چنان مهر دارد که بر بخت خویش به هفتم سخن هرک دانا بود زبانش بگفتن توانا بود نگردد دلش سیر ز آموختن از اندیشگان مغز را سوختن به آزادیست ازخرد هرکسی چنانچون ببالد ز اختر بسی دلت مگسل ای شاه راد از خرد خرد نام و فرجام را پرورد منش پست وکم دانش آنکس که گفت کنم کم ز گیتی کسی نیست جفت چنین گفت پس یزدگرد دبیر که ای شاه دانا و دانش‌پذیر ---