
👑👑👑 فصل5️⃣1️⃣👑قسمت2️⃣👑0️⃣1️⃣📝3️⃣0️⃣👑 پادشاهی قباد ۴۳ سال بود 👑
[verse] [tense, operatic, kamancheh] بیامد یکی مرد مزدک به نام سخنگوی با دانش و رای و کام گرانمایه مردی و دانش فروش قباد دلاور بدو داد گوش [chorus] [echo, daf+choir] قباد دلاور بدو داد گوش [verse] [majestic, operatic, strings] به نزد جهاندار دستور گشت نگهبان آن گنج و گنجور گشت ز خشکی خورش تنگ شد در جهان میان کهان و میان مهان [chorus] [echo, choir] ز خشکی خورش تنگ شد در جهان [verse] [somber, slow, kamancheh] ز روی هوا ابر شد ناپدید به ایران کسی برف و باران ندید مهان جهان بر در کیقباد همی هر کسی آب و نان کرد یاد [chorus] [echo, choir] به ایران کسی برف و باران ندید [verse] [hopeful, operatic, santoor] بدیشان چنین گفت مزدک که شاه نماید شما را به امید راه دوان اندر آمد بر شهریار چنین گفت کای نامور شهریار [chorus] [echo, daf+choir] نماید شما را به امید راه [verse] [reflective, operatic, strings] به گیتی سخن پرسم از تو یکی گر ایدون که پاسخ دهی اندکی قباد سراینده گفتش بگوی به من تازه کن در سخن آبروی [chorus] [echo, choir] به من تازه کن در سخن آبروی [verse] [dark, operatic, horn+daf] بدو گفت آن کس که مارش گزید همی از تنش جان بخواهد پرید یکی دیگری را بود پای زهر گزیده نیابد ز تریاک بهر [chorus] [echo, choir] گزیده نیابد ز تریاک بهر [verse] [tense, operatic, strings] سزای چنین مرد گویی که چیست که تریاک دارد درم سنگ بیست چنین داد پاسخ ورا شهریار که خونیست این مرد تریاکدار [chorus] [echo, choir] که خونیست این مرد تریاکدار [verse] [dramatic, operatic, daf+horn] به خون گزیده ببایدش کشت به درگاه چون دشمن آمد به مشت چو بشنید برخاست از پیش شاه بیامد به نزدیک فریادخواه [chorus] [echo, choir] به خون گزیده ببایدش کشت [verse] [gentle, operatic, santoor] بدیشان چنین گفت کز شهریار سخن کردم از هر دری خواستار بباشید تا بامداد پگاه نمایم شما را سوی داد راه [chorus] [echo, choir] نمایم شما را سوی داد راه [verse] [bright, operatic, strings] برفتند و شبگیر باز آمدند شخوده رخ و پرگداز آمدند چو مزدک ز در آن گره را بدید ز درگه سوی شاه ایران دوید [chorus] [echo, choir] ز درگه سوی شاه ایران دوید [verse] [emotional, operatic, horn] چنین گفت کای شاه پیروزبخت [melisma on: پیروزبخت] سخنگوی و بیدار و زیبای تخت سخن گفتم و پاسخش دادیام به پاسخ در بسته بگشادیام [melisma on: در بسته] [chorus] [echo, choir] به پاسخ در بسته بگشادیام [verse] [noble, operatic, strings] گر ایدون که دستور باشد کنون بگوید سخن پیش تو رهنمون بدو گفت برگوی و لب را مبند که گفتار باشد مرا سودمند [chorus] [echo, choir] که گفتار باشد مرا سودمند [verse] [somber, operatic, kamancheh] چنین گفت کای نامور شهریار کسی را که بندی به بند استوار [melisma on: بند استوار] خورش بازگیرند زو تا بمرد به بیچارگی جان و تن را سپرد [chorus] [echo, choir] خورش بازگیرند زو تا بمرد [verse] [tense, operatic, horn+daf] مکافات آن کس که نان داشت او مر این بسته را خوار بگذاشت او چه باشد بگوید مرا پادشا؟ که این مرد دانا بد و پارسا [chorus] [echo, choir] که این مرد دانا بد و پارسا [verse] [resolute, operatic, strings] چنین داد پاسخ که میکن بنش که خونیست ناکرده بر گردنش چو بشنید مزدک زمین بوس داد خرامان بیامد ز پیش قباد [chorus] [echo, choir] چو بشنید مزدک زمین بوس داد

