Song Cover Image

👑فصل5️⃣2️⃣👑قسمت7️⃣👑 پادشاهی کسری نوشین روان ۴۸ سال بود 👑3️⃣1️⃣📝6️⃣0️⃣👑

sal sal ssssal sal سال ساـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالوساـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــال دو دو پووووووووووور دودودودوسال سال سا یا یا سال [Verse1] دوساله شد این خرد و گو هفت سال دلاور گوی بود با فر و یال پس از چند گه مای بیمار شد دل زن برو پر ز تیمار شد دوهفته برآمد به زاری بمرد برفت وجهان دیگری را سپرد همه سندلی زار و گریان شدند ز درد دل مای بریان شدند نشستند یک ماه باسوگ شاه سرماه یک سر بیامد سپاه همه نامداران وگردان شهر هرآنکس که او را خرد بود بهر [Verse2] سخن رفت هرگونه بر انجمن چنین گفت فرزانه‌ای رای‌زن که این زن که از تخم جمهور بود همیشه ز کردار بد دور بود همه راستی خواستی نزد شوی نبود ایچ تابود جز دادجوی نژادیست این ساخته داد را همه راستی را و بنیاد را همان به که این زن بود شهریار که او ماند زین مهتران یادگار زگفتار او رام گشت انجمن فرستاده شد نزد آن پاک تن ] [curos]][(Persian cinematic folk fusion) ] - [فضا: باشکوه، اندوهناک، خردمندانه] "همه راستی خواستی نزد شوی / نبود ایچ تابود جز دادجوی" [Verse3] که تخت دو فرزند را خود بگیر فزاینده کاریست این ناگزیر چوفرزند گردد سزاوار گاه بدو ده بزرگی و گنج و سپاه ازان پس هم آموزگارش تو باش دلارام و دستور و رایش تو باش به گفتار ایشان زن نیک بخت بیفراخت تاج و بیاراست تخت فزونی وخوبی وفرهنگ وداد همه پادشاهی بدو گشت شاد دوموبد گزین کرد پاکیزه‌رای هنرمند و گیتی سپرده به پای [Verse4] بدیشان سپرد آن دو فرزند را دو مهتر نژاد خردمند را نبودند ز ایشان جدا یک زمان بدیدار ایشان شده شادمان چو نیرو گرفتند و دانا شدند بهر دانشی بر توانا شدند زمان تا زمان یک ز دیگر جدا شدندی برمادر پارسا که ازماکدامست شایسته‌تر به دل برتر و نیز بایسته‌تر چنین گفت مادر به هر دو پسر که تا از شما باکه یابم هنر [curos]][(Persian cinematic folk fusion) - فضا: باشکوه، اندوهناک، خردمندانه] "همه راستی خواستی نزد شوی / نبود ایچ تابود جز دادجوی" [Verse5] خردمندی ورای و پرهیز و دین زبان چرب و گوینده و بآفرین چودارید هر دو ز شاهی نژاد خرد باید و شرم و پرهیز وداد چوتنها شدی سوی مادر یکی چنین هم سخن راندی اندکی که از ما دو فرزند کشور کراست به شاهی و این تخت و افسرکراست بدو مام گفتی که تخت آن تست هنرمندی و رای و بخت آن تست به دیگر پسرهم ازینسان سخن همی‌راندی تا سخن شد کهن