Song Cover Image

👑 فصل 5️⃣2️⃣ 👑 پادشاهی نوشینروان ۴۸ سال بود 👑قسمت5️⃣👑7️⃣7️⃣0️⃣📝7️⃣4️⃣0️⃣👑

رششششسسشش رششششس رششششس رررر رش روش رش رررر ررر ز فرمان یزدان نگردد سرش سرشت بدی نیست هم گوهرش برین همنشانست پرهیز نیز که نفروشد او راه یزدان به چیز بدو گفت زین ده کدامست شاه سوی نیکویها نماینده راه چنین داد پاسخ که راه خرد ز هر دانشی بی‌گمان بگذرد همان خوی نیکوکه مردم بدوی بماند همه ساله با آب روی وزین گوهران گوهر استوار تن خشندی دیدم از روزگار [Verse1][Epic, proud, slow daf]وزیشان امیدست آهسته‌تر برآسوده از رنج و شایسته‌تر وزین گوهران آز دیدم به رنج که همواره سیری نیابد ز گنج بدو گفت شاه از هنرها چه به که گردد بدو مرد جوینده مه چنین داد پاسخ که هر کو ز راه نگردد بود با تنی بیگناه بیابد ز گیتی همه کام ونام از انجام فرجام و آرام و کام بپرسید ازو نامبردار گو کزین ده کدامین بود پیشرو [Verse2][Reflective, setar, calm]چنین داد پاسخ به آواز نرم سخن‌های دانش به گفتار گرم فزونی نجوید برین بر خرد خرد بی‌گمان برهنر بگذرد وزان پس ز دانا بپرسید مه که فرهنگ مردم کدامست به چنین داد پاسخ که دانش بهست خردمند خود برجهان برمهست که دانا بلندی نیازد به گنج تن خویش را دور دارد ز رنج ز نیروی خصمش بپرسید شاه که چون جست خواهی همی دستگاه [Verse3][Debate, vocal solo, modal]چنین داد پاسخ که کردار بد بود خصم روشن‌روان و خرد ز دانا بپرسید پس دادگر که فرهنگ بهتر بوَد گر گهر چنین داد پاسخ بدو رهنمون که فرهنگ باشد ز گوهر فزون گهر بی هنر زار و خوارست و سست به فرهنگ باشد روان تندرست بدو گفت جان را زدودن بچیست هنرهای تن را ستودن بچیست بگویم کنون گفت‌ها سر‌به‌سر اگر یادگیری همه دربدر [Verse4][Wise, narrate, kamancheh]خرد مرد را خلعت ایزدیست ز اندیشه دورست و دور از بدیست هنرمند کز خویشتن در شگفت بماند هنر زو نباید گرفت همان خوش‌منش مردم خویش‌دار نباشد به چشم خردمند خوار اگر بخشش و دانش و رسم و داد خردمند گرد آورد با نژاد بزرگی و افزونی و راستی همی‌گیرد از خوی بدکاستی ازان پس بپرسید کسری ازوی که ای نامور مرد فرهنگ‌جوی [Verse5][Hopeful, lingering, tanbur]