
عنوان: "پنج" شاعر: هوشنگ نامدار چون باینجا آمدم ده سال پیش تا بسازم خانه ای از بهر خویش دوستی اندر دلم کی نکور تا شود چشم بد از بیت تو دور زیر پی همراه با خاک و بتون پنج قطعه از نمک مدفون بکن در بنا بر پا نما تو پنج در روی هر در ازدهای پنج سر پنجه دستی زینت و سیم و زر تا شود حافظ ترا از هر خطر هر چه میسازی شود مضروب پنج دود کن هر روز کندر و سپنج پنج قالی، پنج لوستر، پنج میز پنج مطبخ، پنج میرز، پنج هال پنج آشیانه درون هر موالا هر طرف یک شیشه را بشکن بریز

