
👑سهراب👑فصل1️⃣5️⃣👑ابیات4️⃣0️⃣📌6️⃣0️⃣👑قسمت1️⃣8️⃣👑
آه آه این دل پر از خونه خدایا این چه رسمیه فرزند از دست میره به دست پدر شد خون جگر که رسمیه این چه رسمیه آه آه ایران ایران غرق خونه دل ایران شده تیکه پاره رستم دیگه نیست نتیجه کاره گو پیلتن را چو بر پشت زین ندیدند گردان بران دشت کین گمانشان چنان بد که او کشته شد سرنامداران همه گشته شد به کاووس کی تاختند آگهی که تخت مهی شد ز رستم تهی ز لشکر برآمد سراسر خروش زمانه یکایک برآمد به جوش بفرمود کاووس تا بوق و کوس دمیدند و آمد سپهدار طوس ازان پس بدو گفت کاووس شاه کز ایدر هیونی سوی رزمگاه [rap Persian] اگر کشته شد رستم جنگجوی از ایران که یارد شدن پیش اوی بتازید تا کار سهراب چیست که بر شهر ایران بباید گریست اگر کشته شد رستم جنگجوی از ایران که یارد شدن پیش اوی [verse1] به انبوه زخمی بباید زدن برین رزمگه بر نشاید بدن چو آشوب برخاست از انجمن چنین گفت سهراب با پیلتن که اکنون که روز من اندر گذشت همه کار ترکان دگرگونه گشت همه مهربانی بران کن که شاه سوی جنگ ترکان نراند سپاه که ایشان ز بهر مرا جنگجوی سوی مرز ایران نهادند روی بسی روز را داده بودم نوید بسی کرده بودم ز هر در امید نباید که بینند رنجی به راه مکن جز به نیکی بر ایشان نگاه نشست از بر رخش رستم چو گرد پر از خون رخ و لب پر از باد سرد سَرد ...سَرد چیزی که موند فقط درد درد ایران هزار سال داره ادامه خدایا این وطن چقدر جوون داره چرا دشتاش پر لاله است دل وطن تیکه پاره است رستم عزادار ایران سیاه پوش هزار هزار سال میپوشه دیگه هنوز دلش پر درده از درد در دل دشت لاله جوونه کرده بیامد به پیش سپه با خروش دل از کردهٔ خویش با درد و جوش چو دیدند ایرانیان روی اوی همه برنهادند بر خاک روی خاک روی خاک روی کردگار ستایش گرفتند بر کردگار کردگار پروردگار کردگار کردگار پروردگار که او زنده باز آمد از کارزار چو زان گونه دیدند بر خاک سر دریده برو جامه و خسته بر به پرسش گرفتند کاین کار چیست

