
👑 فصل5️⃣1️⃣👑قسمت1️⃣👑2️⃣0️⃣9️⃣📝1️⃣8️⃣0️⃣👑 پادشاهی قباد ۴۳ سال بود 👑
[intro] [solo kamancheh+sax+horn] Instrumental opening builds tension... [verse] [majestic, operatic, kamancheh] بدو گفت کز آفریدون گرد که از تخم ضحاک شاهی ببرد پدرم این چنین گفت و من این چنین که بر آفریدون کنیم آفرین [melisma on: آفرین] [chorus] [ceremonial, daf+choir] که بر آفریدون کنیم آفرین [verse] [noble, operatic, strings+horn] ز گفتار او شادتر شد قباد ز روزی که تاج کیی برنهاد عماری بسیجید و آمد به راه نشسته بدو اندرون جفت شاه [chorus] [majestic, echo, choir] ز گفتار او شادتر شد قباد [verse] [dark, tense, daf+kamancheh] بیاورد لشکر سوی طیسفون دل از درد ایرانیان پر ز خون [melisma on: خون] به ایران همه سالخورده ردان نشستند با نامور بخردان [chorus] [somber, echo, choir] دل از درد ایرانیان پر ز خون [verse] [urgent, operatic, strings+horn] که این کار گردد به ما بر دراز میان دو شهزاد گردنفراز ز روم و ز چین لشکر آید کنون بریزند ز این مرز بسیار خون [melisma on: خون] [chorus] [tense, rhythmic, daf+choir] ز روم و ز چین لشکر آید کنون [verse] [hopeful, operatic, santoor+strings] بباید خرامید سوی قباد مگر کان سخنها نگیرد به یاد بیاریم جاماسب ده ساله را که با در همتا کند ژاله را [melisma on: ژاله را] [chorus] [bright, echo, choir] بیاریم جاماسب ده ساله را [verse] [reflective, operatic, santoor] مگرمان ز تاراج و خون ریختن به یک سو گراییم ز آویختن برفتند یکسر سوی کیقباد بگفتند کای شاه خسرونژاد [chorus] [gentle, echo, choir] بگفتند کای شاه خسرونژاد [verse] [emotional, operatic, strings] گر از تو دل مردمان خسته شد به شوخی دل و دیدها شسته شد کنون کامرانی بدان کت هواست که شاه جهان بر جهان پادشاست [melisma on: پادشاست] [chorus] [triumphant, daf+choir] که شاه جهان بر جهان پادشاست [verse] [dramatic, operatic, horns+strings] پیاده همه پیش او در دوان برفتند پر خاک تیرهروان گناه بزرگان ببخشید شاه ز خون ریختن کرد پوزش به راه [chorus] [gentle, echo, choir] گناه بزرگان ببخشید شاه [verse] [bright, operatic, santoor] ببخشید جاماسب را همچنین بزرگان بر او خواندند آفرین بیامد به تخت کیی برنشست ورا گشت جاماسب مهترپرست [chorus] [festive, echo, choir] بزرگان بر او خواندند آفرین [verse] [heroic, operatic, strings] بر این گونه تا گشت کسری بزرگ یکی کودکی شد دلیر و سترگ به فرهنگیان داد فرزند را چنان بار شاخ برومند را [melisma on: برومند را] [chorus] [bright, echo, choir] به فرهنگیان داد فرزند را [verse] [grand, operatic, horns+strings] همه کار ایران و توران بساخت بگردون کلاه مهی برفراخت وز آن پس بیاورد لشکر به روم شد آن بارهٔ او چو یک مهره موم [chorus] [triumphant, echo, choir] بگردون کلاه مهی برفراخت [verse] [intense, operatic, daf+horns] همه بوم و بر آتش اندر زدند همه رومیان دست بر سر زدند همیکرد زان بوم و بر خارستان ازو خواست زنهار دو شارستان [chorus] [dramatic, echo, choir] همه رومیان دست بر سر زدند [verse] [spiritual, operatic, santoor] یکی مندیا و دگر فارقین بیامختشان زند و بنهاد دین [melisma on: بنهاد دین] نهاد اندر آن مرز آتشکده بزرگی به نوروز و جشن سده [chorus] [ceremonial, echo, choir] نهاد اندر آن مرز آتشکده [verse] [visionary, operatic, strings] مداین پی افگند جای کیان پراگنده بسیار سود و زیان از اهواز تا پارس یک شارستان بکرد و برآورد بیمارستان [chorus] [majestic, echo, choir] از اهواز تا پارس یک شارستان [verse] [gentle, operatic, santoor] اران خواند آن شارستان را قباد که تازی کنون نام حلوان نهاد گشادند هر جای رودی ز آب زمین شد پر از جای آرام و خواب [melisma on: آرام و خواب] [chorus] [peaceful, echo, choir] زمین شد پر از جای آرام و خواب

