Song Cover Image

👑فصل5️⃣5️⃣👑 پادشاهی کسرا انوشیروان ۴۸ سال بود👑6️⃣قسمت👑1️⃣1️⃣0️⃣📝9️⃣0️⃣👑

Hoho. Hoho. oooooooo Hoho. Hoho hohoho hoho hoho hoho hoooo [Verse1] چه کین سیاوش چه مازندران کمر بسته بر پیش جنگاوران برین آمدن رنج برداشتی چنین راه دشوار بگذاشتی بدیدار تو سخت شادان شدم ولیکن ز بیژن غریوان شدم نبایستمی کاین چنین سوگوار ترا دیدمی خستهٔ روزگار من از بهر این نامهٔ شاه را بفرمان بسر بسپرم راه را ز بهر ترا خود جگر خسته‌ام بدین کار بیژن کمر بسته‌ام بکوشم بدین کارگر جان من ز تن بگسلد پاک یزدان من من از بهر بیژن ندارم برنج فدا کردن جان و مردان و گنج بنیروی یزدان ببندم کمر ببخت شهنشاه پیروزگر [Church ] Dadadada Dara dadadada Dara Dadadada Dara dada Dara Dara بیارمش زان بند تاریک چاه نشانمش با شاه در پیشگاه سه روز اندرین خان من شاد باش ز رنج و ز اندیشه آزاد باش که این خانه زان خانه بخشیده نیست مرا با تو گنج و تن و جان یکیست چهارم سوی شهر ایران شویم بنزدیک شاه دلیران شویم چو رستم چنین گفت بر جست گیو ببوسید دست و سر و پای نیو برو آفرین کرد کای نامور بمردی و نیروی و بخت و هنر بماناد بر تو چنین جاودان تن پیل و هوش و دل موبدان ز هر نیکی بهره‌ور بادیا چنین کز دلم زنگ بزدادیا چو رستم دل گیو پدرام دید ازان پس بنیکی سرانجام دید بسالار خوان گفت پیش آر خوان بزرگان و فرزانگان را بخوان زواره فرامرز و دستان و گیو نشستند بر خوان سالار نیو