
👑سهراب👑فصل1️⃣5️⃣👑ابیات4️⃣0️⃣📌2️⃣0️⃣👑قسمت1️⃣8️⃣👑
رستم تازه فهمیده چه کرده. رستم تازه فهمیده چه کرده جهان دور سرش حلقه کرده جلو چشماش دگر گوشش را زده خنجر غرورش چه کرد با او در این سنگر سهراب غرق خوــــن. غرق خوـــــــن غرق خون ه [opera] روـــــــــستَم روـــــــــستَمروستم پَـــــــشیمونه پَشیمـــــونه .پشیمون [Intro — Spoken, Dark, Cinematic] چو بشنید رستم سرش خیره گشت جهان پیش چشم اندرش تیره گشت [Verse 1 — Persian Epic Narrative] بپرسید زان پس که آمد به هوش بدو گفت با ناله و با خروش [Pre-Chorus — Tense, Building] که اکنون چه داری ز رستم نشان که کم باد نامش ز گردنکشان بدو گفت ار ایدونکه رستم تویی بکشتی مرا خیره از بدخویی [Rap Verse — Persian, Aggressive, Gritty Dual Voice] ز هر گونهای بودمت رهنمای نجنبید یک ذره مهرت ز جای چو برخاست آواز کوس از درم بیامد پر از خون دو رخ مادرم همی جانش از رفتن من بخست یکی مهره بر بازوی من ببست مرا گفت کاین از پدر یادگار بدار و ببین تا کی آید به کار [Chorus — Tragic, Powerful, Emotional] کنون کارگر شد که بیکار گشت پسر پیش چشم پدر خوار گشت همان نیز مادر به روشن روان فرستاد با من یکی پهلوان [Verse 2 — Narrative, Grieving] بدان تا پدر را نماید به من سخن برگشاید به هر انجمن چو آن نامور پهلوان کشته شد مرا نیز هم روز برگشته شد [Pre-Chorus 2 — Vulnerable, Slowing] کنون بند بگشای از جوشنم برهنه نگه کن تن روشنم [Bridge — Revelation, Cinematic Breakdown] چو بگشاد خفتان و آن مهره دید همه جامه بر خویشتن بردرید همی گفت کای کشته بر دست من دلیر و ستوده به هر انجمن [Chorus — Tragic, Full Arrangement] همی ریخت خون و همی کند موی سرش پر ز خاک و پر از آب روی بدو گفت سهراب کین بدتریست به آب دو دیده نباید گریست [Outro — Sparse, Dark, Final] ازین خویشتن کشتن اکنون چه سود چنین رفت و این بودنی کار بود چو خورشید تابان ز گنبد بگشت تهمتن نیامد به لشکر ز دشت ز لشکر بیامد هشیوار بیست که تا اندر آوردگه کار چیست دو اسپ اندر آن دشت برپای بود پر از گرد رستم دگر جای بود ***

