Pevhh pechhhh² پچکه نابردنی بود برگاشتند بزال و فرامرز بگذاشتند سوی شهر ایران نهادند روی همه راه پویان و دل کینه‌جوی چو رستم بنزدیک ایران رسید بنزدیک شهر دلیران رسید یکی باد نوشین درود سپهر برستم رسانید شادان بمهر بر رستم آمد همانگاه گیو کز ایدر نباید شدن پیش نیو شوم گفت و آگه کنم شاه را که پیمود رخش تهم راه را چو رفت از بر رستم پهلوان بیامد بدرگاه شاه جوان چو نزدیک کیخسرو آمد فراز ستودش فراوان و بردش نماز پس از گیو گودرز پرسید شاه که رستم کجا ماند چون بود راه بدو گفت گیو ای شه نامدار برآید ببخت تو هرگونه کار نتابید رستم ز فرمان تو دلش بسته دیدم بپیمان تو چو آن نامهٔ شاه دادم بدوی بمالید بر نامه بر چشم و روی عنان با عنان من اندر ببست چنانچون بود گرد خسروپرست برفتم من از پیش تا با تو شاه بگویم که آمد تهمتن ز راه بگیو آنگهی گفت رستم کجاست که پشت بزرگی و تخم وفاست گرامیش کردن سزاوار هست که نیکی نمایست و خسروپرست بفرمود خسرو بفرزانگان بمهتر نژادان و مردانگان پذیره شدن پیش او با سپاه که آمد بفرمان خسرو براه بگفتند گودرز کشواد را شه نوذران طوس و فرهاد را دو بهره ز گردان گردنکشان چه از گرزداران مردمکشان سرود ] Boom boom boom boom مثل هر دفعه دلمو می‌کنه خون صد دفعه آخه چرا باز دوباره می‌کنی بوم بوم دل من می‌خواد واسه تو بده جون [سرود ] بر آیین کاوس برخاستند پذیره شدن را بیاراستند جهان شد ز گرد سواران بنفش درخشان سنان و درفشان درفش چو نزدیک رستم فراز آمدند پیاده برسم نماز آمدند ز اسب اندر آمد جهان پهلوان کجا پهلوانان بپیشش نوان بپرسید مر هریکی را ز شاه ز گردنده خورشید و تابنده ماه نشستند گردان و رستم بر اسب بکردار رخشنده آذرگشسب Boom boom boom boom باز بوم بوم² مثل هر دفعه کاوه شده مجنون صد دفعه دلشو چرا هی می‌کنی تو خون دیدنش نمیشه سهل و آسون Arrangement kaveh kashefi هدیه شده به فردوسی