
۱۷۰ ۲۰۰فصل5️⃣2️⃣👑 قسمت7️⃣👑 1️⃣7️⃣0️⃣📝2️⃣0️⃣0️⃣👑پادشاهی کسرا نوشین روان ۴۸ سال بود 👑
گاهـــــــــــگا گاــــــــــــــــــــــــــــــ گاهـــــــــــــــــگگگگگگگگاهــــــــــــــــــــــــ [verse 1] [tense, regal, slow burn] اگر بودمی من سزاوار گاه نکردی به مای اندرون کس نگاه بر آیین شاهان گیتی رویم ز فرزانگان نیک و بد بشنویم من ازتو به سال وخرد مهترم توگویی که من کهترم بهترم [course] [anthemic, rising, bold resolve] به رزم است اگر راه تو، راه من است که خورشید و شب را در آن روشن است --- [verse 2] [escalating, martial, rhythmic] مکن ناسزا تخت شاهی مجوی مکن روی کشور پر از گفتوگوی چنین پاسخ آورد طلخند پس به افسون بزرگی نجستست کس من این تاج و تخت از پدر یافتم ز تخمی که او کشت بریافتم [course] [heroic, rhythmic, rising tension] به رزم است اگر راه تو، راه من است که خورشید و شب را در آن روشن است --- [verse 3] [battle-ready, cinematic, thunderous] همه پادشاهی و گنج و سپاه ازین پس به شمشیر دارم نگاه ز جمهور وز مای چندین مگوی اگر آمنی تخت را رزم جوی سرانشان پر از جنگ باز آمدند به شهر اندرون رزمساز آمدند [course] [driving, martial, orchestral swell] به رزم است اگر راه تو، راه من است که خورشید و شب را در آن روشن است .

