
👑فصل5️⃣2️⃣👑قسمت 1️⃣👑4️⃣1️⃣0️⃣📝3️⃣8️⃣0️⃣👑پادشاهی کسری نوشین روان ۴۸ سال بود 👑👑
[ Epic overture, kamancheh & dohol, tense buildup ] [verse1] چو آمد به نزدیک آن مرز و کوه بگردید گرد اندرش با گروه برآنگونه گرد اندر آمد سپاه که بستند ز انبوه بر باد راه [ Battle march, dohol & sorna, driving rhythm ] [verse2] همه دامن کوه تا روی شخ سپه بود برسان مور و ملخ منادیگری گرد لشکر بگشت خروش آمد از غار وز کوه و دشت[ Tension & dread, low strings, deep drums ] [verse3] که از کوچگه هرک یابید خرد وگر تیغ دارند مردان گرد وگر انجمن باشد از اندکی نباید که یابد رهایی یکی[ Intense action, percussion & vocals, chaos ] [verse4] چو آگاه شد لشکر از خشم شاه سوار و پیاده ببستند راه از ایشان فراوان و اندک نماند زن و مرد جنگی و کودک نماند سراسر به شمشیر بگذاشتند ستم کردن و رنج برداشتند[ Lament & aftermath, solo ney, somber ] [verse5] ببود ایمن از رنج شاه جهان بلوجی نماند آشکار و نهان چنان بد که بر کوه ایشان گله بدی بینگهبان و کرده یله شبان هم نبودی پس گوسفند به هامون و بر تیغ کوه بلند[ Ruin & desolation, sparse soundscape ] [verse6] همه رختها خوار بگذاشتند در و کوه را خانه پنداشتند وزان جایگه سوی گیلان کشید چو رنج آمد از گیل و دیلم پدید[ Army gathering, pressing tension, epic ] [verse7] ز دریا سپه بود تا تیغ کوه هوا پر درفش و زمین پر گروه پراگنده بر گرد گیلان سپاه بشد روشنایی ز خورشید و ماه[ Doom & warning, dramatic choir ] [verse8] چنین گفت کایدر ز خرد و بزرگ نیاید که ماند یکی میش و گرگ چنان شد ز کشته همه کوه و دشت که خون در همه روی کشور بگشت[ Grief & cries, female vocals & ney ] [verse9] ز بس کشتن و غارت و سوختن خروش آمد و نالهٔ مرد و زن ز کشته به هر سو یکی توده بود گیاها به مغز سر آلوده بود[ Resistance & surrender, slow march ] [verse10] ز گیلان هر آنکس که جنگی بدند هشیوار و بارای و سنگی بدند ببستند یک سر همه دست خویش زنان از پس و کودک خرد پیش خروشان بر شهریار آمدند دریدهبر و خاکسار آمدند شدند اندران بارگاه انجمن همه دستها بسته و خسته تن[ Plea & judgment, modest ensemble, hopeful ] [verse11] که ما بازگشتیم زین بدکنش مگر شاه گردد ز ما خوش منش اگر شاه را دل ز گیلان بخست ببریم سرها ز تنها بدست دل شاه خشنود گردد مگر چو بیند بریده یکی توده سر[ Compassion & resolution, gentle strings ] [verse12] چو چندان خروش آمد از بارگاه وزان گونه آواز بشنید شاه برایشان ببخشود شاه جهان گذشته شد اندر دل او نهان[ Coda & warning, flute & dohol, fade out ] [verse13] نوا خواست از گیل و دیلم دوصد کزان پس نگیرد یکی راه بد یکی پهلوان نزد ایشان بماند چو بایسته شد کار لشکر براندآیا این مدل تقسیم و توضیح موسیقایی مورد تأییدت هست یا دوست داری برای بعضی ورسها توصیفها عوض شه؟

