
[Verse 1] سلام ای تاریکیِ جان باز آمدی، ای دوستِ من صدایی نَرم و پنهان میلغزد آرام در تن در خواب، دیدم تنها راهی، سرد و خاموش را چراغی سرد و لرزان میتابید بر دیوارها [Chorus] صدایِ سکوت… صدایِ سکوت… [Verse 2] در نورِ آن نشانه دیدم هزاران بیصدا که حرف میزدند بی زَبان مینوشتند بی نِدا وَ هیچکس گوش، نَسپُرد به آوای قلبِ جهان وَ هیچکس نشنید آن صدایِ خاموشِ جهان [Chorus] صدایِ سکوت… صدایِ سکوت… [Verse 3] مردمان در کوچهها با سایهها همقدم شدند چراغهای نِئون سرد چشمِ شب را روشن کردند و کلماتِ بیجان بر سنگ و دیوارِ زمان نوشتند حرفهای سرد بیروح و بیجان در جهان [Chorus] صدایِ سکوت… صدایِ سکوت… [Bridge] سکوت، ای دوستِ دیرین صدایت در جان من است کلامت بیپایان درونِ این جهانِ من است وَ در دلِ هر انسان صدایی پنهان زنده است که میخوانَد آرام ترانهی خاموشِ هستی [Outro] صدایِ سکوت… صدایِ سکوت…

