
👑فصل5️⃣2️⃣👑قسمت 1️⃣👑5️⃣9️⃣0️⃣📝5️⃣6️⃣0️⃣👑پادشاهی کسری نوشین روان ۴۸ سال بود 👑👑
بدبد بد بد بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد بد بد بد بد بد نـــــــــــــــــــــــــــــییییییینینیک و نیک با مرده بودی به خاک نبودی به از مردم اندر مغاک جهانی بدو مانده اندر شگفت که نوشین روان آن بزرگی گرفت به هر جایگاهی که جنگ آمدی ورارای و هوش و درنگ آمدی فرستادهای خواستی راستگوی که رفتی بر دشمن چارهجوی اگر یافتندی سوی داد راه نکردی ستم خود خردمند شاه اگر جنگ جستی به جنگ آمدی به خشم دلاور نهنگ آمدی به تاراج دادی همه بوم و رست جهان را به داد و به شمشیر جست به کردار خورشید بد رای شاه که بر تر و خشکی بتابد به راه ندارد ز کس روشنایی دریغ چو بگذارد از چرخ گردنده میغ همش خاک و هم ریگ و هم رنگ و بوی همش در خوشاب و هم آب جوی فروغ و بلندی نبودش ز کس دلفروز و بخشنده او بود و بس شهنشاه را مایه این بود و فر جهان را همیداشت در زیر پر بدبد بد بد بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد بد بد بد بد بد نـــــــــــــــــــــــــــــییییییینینیک ورا جنگ و بخشش چو بازی بدی ازیران چنان بینیازی بدی اگر شیر و پیل آمدندیش پیش نه برداشتی جنگ یک روز بیش سپاهی که با خود و خفتان جنگ به پیش سپاه آمدی به یدرنگ اگر کشته بودی و گر بسته زار بزاندان پیروزگر شهریار چنین تا بیامد بران شارستان که شوراب بد نام آن کارستان برآوردهای دید سر بر هوا پر از مردم و ساز جنگ و نوا ز خارا پی افگنده در قعر آب آب ابو آب آب آب آـــــــــــآ-آآآآبـــــــــ کشیده سر باره اندر سحاب بگرد حصار اندر آمد سپاه ندیدند جایی به درگاه راه برو ساخت از چار سو منجنیق به پای آمد آن بارهٔ جاثلیق برآمد ز هر سوی دز رستخیز ندیدند جایی گذار و گریز چو خورشید تابان ز گنبد بگشت شد آن بارهٔ دز به کردار دشت خروش سواران و گرد سپاه ابا دود و آتش برآمد به ماه همه حصن بیتن سر و پای بود تن بیسرانشان دگر جای بود غو زینهاری و جوش زنان برآمد چو زخم تبیرهزنان بدبد بد بد بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد بد بد بد بد بد نـــــــــــــــــــــــــــــییییییینینیک از ایشان هر آنکس که پرمایه بود به گنج و به مردی گرانپایه بود ببستند بر پیل و کردند بار خروش آمد و نالهٔ زینهار نبخشود بر کس به هنگام رزم نه بر گنج دینار برگاه بزم وزان جایگاه لشکر اندر کشید بره بر دزی دیگر آمد پدید که در بند او گنج قیصر بدی نگهدار آن دز توانگر بدی

