Song Cover Image

👑 فصل5️⃣5️⃣👑 قسمت5️⃣👑 نوشین روان ۴۸ سال پادشاه بود👑3️⃣1️⃣9️⃣📝2️⃣9️⃣0️⃣👑

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبــــــــــــــــبببببببد بد بد بد بد چچچچچوــــــــــــــــچوچوچوچوچوچوـــــــــــــــ چو بد بود وبد ساز با وی نشست یکی زندگانی بود چون کبست دگر آنک گوید گوا کیست راست که جان وخرد برگوا برگواست به از آزمایش ندیدم گوا گوای سخنگوی و فرمانروا زیانکارتر کار گفتی که چیست که فرجام ازان بد بباید گریست چوچیره شود بر دلت بر هوا هوا بگذرد همچو باد هوا پشیمانی آرد بفرجام سود گل آرزو را نشاید بسود دگر آنک گوید که گردان ترست که چون پای جویی بدستت سرست چنین دوستی مرد نادان بود سرشتش بد و رای گردان بود دگر آنک گوید ستمکاره کیست بریده دل ازشرم و بیچاره کیست چوکژی کند مرد بیچاره خوان چوبی شرمی آرد ستمکاره خوان هرآنکس که او پیشه گیرد دروغ ستمکاره‌ای خوانمش بی‌فروغ تباهی که گفتی ز گفتار کیست بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبــــــــــــــــبببببببد بد بد بد بد چچچچچوــــــــــــــــچوچوچوچوچوچوـــــــــــــــ پرآزارتر درد آزار کیست سخن چین و دو روی و بیکار مرد دل هوشیاران کند پر ز درد بپرسید دانا که عیب از چه بیش که باشد پشیمان ز گفتار خویش هرآنکس که راند سخن بر گزاف بود بر سر انجمن مرد لاف بگاهی که تنها بود در نهفت پشیمان شود زان سخنها که گفت هم اندر زمان چون گشاید سخن به پیش آرد آن لافهای کهن خردمند و گر مردم بی‌هنر کس از آفرنیش نیابد گذر چنین بود تا بود دوران دهر یکی زهر یابد یکی پای زهر همه پرسش این بود و پاسخ همین بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبــــــــــــــــبببببببد بد بد بد بد چچچچچوــــــــــــــــچوچوچوچوچوچوـــــــــــــــ که برشاه باد از جهان آفرین زبانها بفرمانش گوینده باد دل راد او شاد و جوینده باد شهنشاه کسری ازو خیره ماند بسی آفرین کیانی بخواند ز گفتار او انجمن شاد شد دل شهریار از غم آزاد شد نبشتند عهدی بفرمان شاه که هرمزد را داد تخت و کلاه چوقرطاس رومی شد از باد خشک نهادند مهری بروبر ز مشک به موبد سپردند پیش ردان بزرگان و بیدار دل بخردان جهان را نمایش چو کردار نیست نهانش جز از رنج وتیمار نیست اگر تاج داری اگر گرم و رنج همان بگذری زین سرای سپنج بپیوستم این عهد نوشین روان به پیروزی شهریار جوان