
جهان پر ز غوغاست و بازیگری که خواهد جدایی ز ایرانبری همه در پی سود و ترفند و زور که بندند بر ما طناب غرور بدین خاک پرگوهر و ریشهدار نگر چشم دارند به قصد شکار به نامی دگر، یا فریب و نیرنگ بکوشند در فتنه با رنگ و بنگ به تزویر جویند رهِ فتنه باز نباشد به دلشان نه مهر و نه راز سزد گر یکی را ز دیگر کنند که این خاک جان را ز ما بر کنند ولیکن چه دانند دشمن به خواب که ریشه استوار است، ژرف و پرآب اگر صد جهان فتنه انگیخته حیات از دل ایران هرگز نرفته اگر هست یکرنگی و مهربانی در این مرز و بوم هست جاودانی ز همآوایی قومها و نژاد برآمد همیشه صدای اتحاد شما در پی سود و زیان و ستم نگه میکنید این شکوه ز هم ولی آن وفاداری و پایبندی ز راز دل خاک ماست و بلندی اگر باد ابر است بر بام ما گلی بشکفد رنگ، در دام ما همین مهر و پیوند، رمز بقاست که ایران بماند همیشه بهپاست جهان گر به پیکار و کین است و رزم که ایران سزاوار گسستن و غم ندانند هرگز در این خاک پاک هزاران هزاران فزونتر ز خاک دههزار سال است ایران بهپا نه از تیر دشمن، نه از باد جا هزاران پلنگ و درنده و گرگ نکوشید مگر این دیار سترگ به جامهی دوست و دشنه به مشت به فکر تفوق، پر از خشم و کشت که یکباره بشکنند این پیوند ولیکن چه دانند رمز بلند؟ که تا صبح تاریخ ایران بود هماره به تن رخت فرهنگ و سود جهان را فزونی همین شد کنون که اقوام بسیار در یک صف فزون چنین خاک رنگین به انواع و رنگ همه یک نوا، هر کسی بیدرنگ همه ریشهدارند در فرهنگ پاک که فرداست ایران، فزونتر ز خاک غروری که امروز ما را سزاست ز پیشینیان است و حکمت بهجاست چه باشد اگر کس به افتادگی کند در جهان هم به شاهندگی؟ که ریشهی ایران ز فرهنگ ماست ز شاهنامه و قصههای نجواست همان داستان کهن، سربلند کند نام ایران همیشه بلند گرگ و روباه و شغال پلید ز هر سوی جهان کنند کمین که این سرزمین کهن را شکار به پندار پوچاند همواره یار به افسون و تزویر و فریب و ستم نخواهند شکست این دیرینه دم زبان مادریمان گواه وفاست که ایران بماند همیشه بهپاست اگر نام ایران به قوّتی است ز کثرتِّ اقوام و وحدتّی است هر قوم و تباری که دارد نشان همه قطرهاند اندر این پهندشتِ زمان جهان میکوشد به تفرقه و جنگ که یکپارچگی بشکند، نیرنگ ولی ایران ما از هزاران تبار همه یک دل و پیوند و استوار بدانند دشمن که این خاک و آب هزاران به فرهنگ داده جواب از آغاز تاریخ تا زنده باد بگسترده نامش فراسوی باد منم کاوه کاوه آهنگرم نه آن کاوه من از جنس دگرم ایران باشد خون رگم جان و تنم بند بند این پیکرم

