Song Cover Image

👑 فصل 5️⃣2️⃣👑 قسمت 5️⃣👑 پادشاهی کسرا نوشینروان ۴۸ سال بود 📝2️⃣3️⃣1️⃣📝۲۰۰👑

هی هی هی...هی...هـــــــــــــــــــــی هــــــــــهـــــــــــــــــــــیحححححهـــــــــــــــــــــیهـــــــــــــــــــــیـــــــــــی.. هـــــــــــــــــــــیهـــــــــــــــــــ [ Epic, proud, victorious, heavy ] [ Verse 1 ] مرا داد بی‌آرزو دخترش نجویند جز رای من لشکرش وزان هدیه کز پیش نزدیک شاه فرستاد وهیتال بستد ز راه بران کینه رفتم من از شهر چاج که بستانم از غاتفر گنج و تاج بدان گونه رفتم ز گلزریون که شد لعلگون آب جیحون ز خون چو آگاهی آمد به ماچین و چین بگوینده برخواندیم آفرین ز پیروزی شاه و مردانگی خردمندی و شرم و فرزانگی [Curos] چو آگاهی آمد به ماچین و چین بگوینده برخواندیم آفرین [ Majestic, ceremonial, regal ] [ Verse 2 ] همه دوستی بودی اندرنهان که جوییم باشهریار جهان چو آن نامه بشنید و گفتار اوی بزرگی و مردی و بازار اوی فرستاده را جایگه ساختند ستودند بسیار و بنواختند چو خوان و می آراستی میگسار فرستاده را خواستی شهریار ببودند یک ماه نزدیک شاه به ایوان بزم و به نخچیرگاه یکی بارگه ساخت روزی به دشت ز گردسواران هوا تیره گشت [ Dramatic, battle-ready, tense ] [ Verse 3 ] همه مرزبانان زرین کمر بلوچی و گیلی به زرین سپر سراسر بدان بارگاه آمدند پرستنده نزدیک شاه آمدند چو سیصد ز پیلان زرین ستام ببردند و شمشیر زرین نیام درخشیدن تیغ و ژوپین و خشت تو گویی که زر اندر آهن سرشت بدیبا بیارَسته پشت پیل بدو تخت پیروزه هم رنگ نیل زمین پرخروش و هوا پر ز جوش همی کر شد مردم تیزگوش [ Triumphal, royal, festive ] [ Verse 4 ] فرستادهٔ بردع و هند و روم ز هر شهریاری ز آباد بوم ز دشت سواران نیزه گزار برفتند یک سر سوی شهریار به چینی نمود آنک شاهی کراست ز خورشید تا پشت ماهی کراست هوا پر شد از جوش گرد سوار زمین پر شد از آلت کارزار به دشت اندر آورد گه ساختند سواران جنگی همی‌تاختند به کوپال و تیغ و بتیر و کمان بگشتند گردنکشان یک زمان [ Mysterious, ancient, powerful ] [ Verse 5 ] همه دشت ژوپین‌زن و نیزه‌دار به یک سو پیاده به یک سو سوار فرستاده‌گان را ز هر کشوری ز هر نامداری و هر مهتری شگفت آمد از لشکر و ساز اوی همان چهره و نام و آواز اوی فرستادگان یک به دیگر به راز بگفتند کین شاه گردن‌فراز هنر جوید و هیچ پیچد عنان به کردار پیکر نماید سنان هنر گر نمودی به ما شهریار ازو داشتی هر یکی یادگار