Song Cover Image

👑فصل5️⃣2️⃣👑قسمت 1️⃣👑 پادشاهی کسرا نوشین روان ۴۸ سال بود👑ابیات5️⃣9️⃣0️⃣📝6️⃣2️⃣0️⃣👑

سپه نه ده پهنه سپه نه ده پهنه .[Verse 1] [Narrative introduction, calm mood, opening percussion instruments] سپه را بهامونی اندر کشید برآوردهٔ دیگر آمد پدید دزی بود با لشکر و بوق و کوس کجا خواندندیش قالینیوس[Verse 2] [Describing the castle and enemy army, gradually fuller orchestration, short motifs]سر باره برتر ز پر عقاب یکی کنده‌ای گردش اندر پر آب یکی شارستان گردش اندر فراخ پر ایوان و پالیز و میدان و کاخ ز رومی سپاهی بزرگ اندروی همه نامداران پرخاشجوی[Verse 3] [Commotion and attack, choral group singing, emphasis on power]دو فرسنگ پیش اندرون بود شاه سیه گشت گیتی ز گرد سپاه خروشی برآمد ز قالینیوس کزان نعره اندک شد آواز کوس[Verse 4] [Start of battle, narrative lead, faster rhythm, tension and movement]بدان شارستان در نگه کرد شاه همی هر زمانی فزون شد سپاه ز دروازها جنگ برساختند همه تیر و قاروره انداختند[Verse 5] [Destruction and sunset, transition, sorrowful melody, soft winds/strings]چو خورشید تابنده برگشت زرد ز گردنده یک بهره شد لاژورد ازان بارهٔ دز نماند اندکی همه شارستان با زمی شد یکی[Verse 6] [King’s public proclamation, collective chorus, call and response]خروشی برآمد ز درگاه شاه که ای نامداران ایران سپاه همه پاک زین شهر بیرون شوید به تاریکی اندر به هامون شوید اگر هیچ بانگ زن و مرد پیر وگر غارت و شورش و داروگیر به گوش من آید بتاریک شب که بگشاید از رنج یک مردلب هم اندر زمان آنک فریاد ازوست پر از کاه بینند آگنده پوست[Verse 7] [Sunrise and end of hardships, melodic, chance to grow a hopeful theme]چو برزد ز خرچنگ تیغ آفتاب بفرسود رنج و بپالود خواب تبیره برآمد ز درگاه شاه گرانمایگان برگرفتند راه[Verse 8] [People seeking refuge, forgiveness, soft collective singing, building from sorrow to hope]ازان دز و آن شارستان مرد و زن به درگاه کسری شدند انجمن که ایدر ز جنگی سواری نماند بدین شارستان نامداری نماند همه کشته و خسته شد بی‌گناه گه آمد که بخشایش آید ز شاه زن و کودک خرد و برنا و پیر نه خوب آید از داد یزدان اسیر چنان شد دز و باره و شارستان کزان پس ندیدند جز خارستان چو قیصر گنهکار شد ما که‌ایم بقالینیوس اندرون بر چه‌ایم بران رومیان بر ببخشود شاه گنهکار شد رسته و بیگناه بسی خواسته پیش ایشان بماند وزان جایگه نیز لشکر براند[Verse 9] [Captives and continuation of battle, narrative, return to epic theme for a grand ending]هران کس که بود از در کارزار ببستند بر پیل و کردند بار به انطاکیه در خبر شد ز شاه که با پیل و لشکر بیامد به راه سپاهی بران شهر شد بی‌کران دلیران رومی و کنداوران سه روز اندران شاه را شد درنگ بدان تا نباشد به بیداد جنگ