
👑فصل5️⃣2️⃣👑قسمت 1️⃣👑5️⃣0️⃣0️⃣📝4️⃣7️⃣0️⃣👑پادشاهی کسری نوشین روان ۴۸ سال بود 👑👑
دو دو ...دودودودودو دو دو دودودودو دو دو. دودودو دو دوــــــــــــــــــــــــدو دو دودودودو دو دو. دودودو دو دوــــــــــــــــــــــــدو دو دودودودو دو دو. دودودو دو دوــــــــــــــــــــــــ 👑👑درود خداوند دیهیم و زور بدان کو نجوید ببیداد شور نهادند بر نامه بر مهر شاه سواری گزیدند زان بارگاه چنانچون ببایست چیرهزبان جهاندیده و گرد و روشنروان فرستاده با نامهٔ شهریار بیامد بر قیصر نامدار برو آفرین کرد و نامه بداد همان رای کسری برو کرد یاد سخنهاش بشنید و نامه بخواند بپیچید و اندر شگفتی بماند ز گفتار کسری سرافزار مرد برو پر ز چین کرد و رخساره زرد نویسنده را خواند و پاسخ نوشت دو دو دودودودو دو دو. دودودو دو دوــــــــــــــــــــــــدو دو دودودودو دو دو. دودودو دو دوــــــــــــــــــــــــدو دو دودودودو دو دو. دودودو دو دوــــــــــــــــــــــــ پدیدار کرد اندرو خوب و زشت سر خامه چون کرد رنگین بقار نخست آفرین کرد بر کردگار نگارندهٔ برکشیده سپهر کزویست پرخاش و آرام و مهر به گیتی یکی را کند تاجور وزو به یکی پیش او با کمر اگر خود سپهر روان زان تست سر مشتری زیر فرمان تست به دیوان نگه کن که رومینژاد به تخم کیان باژ هرگز نداد تو گر شهریاری نه من کهترم همان با سر و افسر و لشکرم چه بایست پذرفت چندین فسوس ز بیم پی پیل و آوای کوس بخواهم کنون از شما باژ و ساو که دارد به پرخاش با روم تاو به تاراج بردند یک چند چیز گذشت آن ستم برنگیریم نیز ز دشت سواران نیزهوران برآریم گرد از کران تا کران نه خورشید نوشینروان آفرید وگر بستد از چرخ گردان کلید که کس را نخواند همی از مهان همه کام او یابد اندر جهان فرستاده را هیچ پاسخ نداد به تندی ز کسری نیامدش یاد چو مهر از بر نامه بنهاد گفت که با تو صلیب و مسیحست جفت فرستاده با او نزد هیچ دم دژم دید پاسخ بیامد دژم بیامد بر شهر ایران چو گرد سخنهای قیصر همه یاد کرد چو برخواند آن نامه را شهریار برآشفت با گردش روزگار همه موبدان و ردان را بخواند ازان نامه چندی سخنها براند سه روز اندران بود با رایزن چه با پهلوانان لشکر شکن چهارم بران راست شد رای شاه که راند سوی جنگ قیصر سپاه برآمد ز در نالهٔ گاودم خروشیدن نای و روینیه خم به آرام اندر نبودش درنگ همی از پی راستی جست جنگ , catchy sound.

