
👑[verse] [spiritual, operatic, strings] ز چیزی که گفتند پیغمبران همان دادگر موبدان و ردان به گفتار مزدک همه کژ گشت سخنهاش ز اندازه اندر گذشت [chorus] [echo, choir] به گفتار مزدک همه کژ گشت [verse] [tense, operatic, horn] بر او انجمن شد فراوان سپاه بسی کس به بیراهی آمد ز راه همیگفت هر کاو توانگر بود تهیدست با او برابر بود [chorus] [echo, choir] تهیدست با او برابر بود [verse] [reflective, operatic, santoor] نباید که باشد کسی برفزود توانگر بود تار و درویش پود جهان راست باید که باشد به چیز فزونی توانگر چرا جست نیز [chorus] [echo, choir] توانگر بود تار و درویش پود [verse] [bright, operatic, strings] زن و خانه و چیز بخشیدنیست تهیدست کس با توانگر یکیست من این را کنم راست با دین پاک شود ویژه پیدا بلند از مغاک [melisma on: بلند از مغاک] [chorus] [echo, choir] من این را کنم راست با دین پاک [verse] [tense, operatic, horn] هر آن کس که او جز بر این دین بود ز یزدان وز منش نفرین بود ببد هرکه درویش با او یکی اگر مرد بودند اگر کودکی [chorus] [echo, choir] ز یزدان وز منش نفرین بود [verse] [somber, operatic, strings] از این بستدی چیز و دادی بدان فرو مانده بُد زان سخن بخردان چو بشنید در دین او شد قباد ز گیتی به گفتار او بود شاد [chorus] [echo, choir] چو بشنید در دین او شد قباد [verse] [majestic, operatic, horn] ورا شاه بنشاند بر دست راست ندانست لشکر که موبد کجاست بر او شد آن کس که درویش بود وگر نانش از کوشش خویش بود [chorus] [echo, choir] ورا شاه بنشاند بر دست راست [verse] [bright, operatic, santoor] به گرد جهان تازه شد دین او نیارست جستن کسی کین او توانگر همی سر ز تنگی نگاشت سپردی به درویش چیزی که داشت [chorus] [echo, choir] سپردی به درویش چیزی که داشت

