
[Verse 1] دل من مانده در این خاکِ ترکخورده هنوز زیرِ آفتابِ سکوت، تشنهتر از هر روز کویر از نفسِ من، نامِ تو را میفهمد ردِّ پاهای تو را باد به شب میسپرد [Pre-Chorus] من به هر ابرِ عبوری، دلِ خود را بستم چشم بر راهِ تو، تا لحظهٔ باران، خستم [Chorus] کویرِ چشمبهراه هنوزت میطلبد (هنوزت میطلبد) به شوقِ قطرهای از تو لبِ من خشک نماند (لبِ من خشک نماند) دوری اگرچه دراز است دل از تو برنکند (دل از تو برنکند) شاید که باز برگردی شاید که باز برگردی [Verse 2] شب، عبای کهنهاش را بر دوشم انداخت و ستاره، مثلِ دانههای نمک، غم کاشت من به دیوارِ زمان، نامِ تو را آهسته با نفسهای غبارآلودِ خودم نوشتم در شکافِ دلِ این دشت، اگر آبی هست از نگاهِ توست، از روزنهٔ پنهانیاش [Pre-Chorus] هر نسیمی که گذشت از سرِ این دلدادگی بوی گیسوی تو را آورد، به این بیطاقتی [Chorus] کویرِ چشمبهراه هنوزت میطلبد (هنوزت میطلبد) به شوقِ قطرهای از تو لبِ من خشک نماند (لبِ من خشک نماند) دوری اگرچه دراز است دل از تو برنکند (دل از تو برنکند) شاید که باز برگردی شاید که باز برگردی [Bridge] اگرچه فصلِ شکوفه از درِ این خانه گذشت من هنوز از نفسِ تو پنهان، روشن میشوم یک روز، از راهِ دور صدای قدمهایت را بر دلِ خستهٔ من باران خواهد رساند [Chorus] کویرِ چشمبهراه هنوزت میطلبد (هنوزت میطلبد) به شوقِ قطرهای از تو لبِ من خشک نماند (لبِ من خشک نماند) دوری اگرچه دراز است دل از تو برنکند (دل از تو برنکند) شاید که باز برگردی شاید که باز برگردی

