
[Intro] [slow, resonant cello melody enters] [sparse, high-register piano notes] [Verse 1] [baritone male vocals, spoken] نامت چیست؟ نمیدانم. شاید صدایت هم میزنم، ولی میدانم این نام تو نیست. شاید نامت زندگی باشد. شاید عشق، شاید آرزو، شاید نفرت. نمیدانم، نمیدانم. [Verse 2] [cello continues with long, mournful bows] ولی سالیانیست به گرد تو، در جستوجوی آن سوی این رنگینکمان، میگردم و میچرخم. شاید گاهی، شاید گاهی بنشینم و برایت شعری بخوانم. از حافظ، از شاملو، از فروغ، شاید از خودم. [Verse 3] [piano notes become slightly more frequent] صدایم به بلندای نجوا باشد و تنها به گوش تو بیاید، به گوش تو و بس و آنگاه، برق اشک شادی را در زیر نور مهتاب، در گوشه چشمت ببینم. [Verse 4] [cello melody rises in pitch] آن وقت است که در زیر پوست من، جریانی راه میافتد که نامش شاید، خوشبختی باشد. دیگر چه فرقی دارد، چه فرقی دارد نامت چه باشد. تو باش، شعرم را گوش کن، من نام مرا به خاطر بسپار. [Outro] [cello fades out with a final low note] [piano sustain rings out to silence]

