[Intro - Soft, contemplative Tar melody, distant and airy Ney solo] [Verse 1 - Hushed, intimate, reflective] وقتی دِلَت میخواهد... کنارِ کسی باشی... که دور است... آنوقت مینشینی... وَ برایِ خودَت... هزار خیال میبافی... [Chorus - Gentle rise in intensity, warm and soaring] شاید... شاید یکی از آن خیالهای بافته... به تنَت اندازه شود... و تو را به فضا بِبَرَد... بِبَرَد به جایی... که خواسته ای... [Instrumental Interlude - Rhythmic yet gentle Tar plucking, fading into Ney] [Verse 2 - Deep, steady, grounded] من هر وقت چشمهایم را میبندم... جز یک خیال... خیالِ دیگری ندارم... گویی همهیِ رشتههایِ پیشین... پنبه شده است... [Bridge - Slowing down, emphasizing the imagery] وَ پنبهها انباشته بر هم... ابریست که بارانِ چشمانم... از آن جاری است... [Climax - Majestic and resonant, poetic delivery] وَ چون قالیِ سُلِیمان... میتوان بر آن سوار شد... ولی... مقصدِ آن همیشه یکجاست... [Outro - Slow, fading away, lingering Ney note] هر جا که... تو باشی... هر جا که... تو باشی... [End - Final soft pluck of the Tar]


